روزنوشت شخصی سید ابوالفضل موسوی

Personal Blog of Seyed Abolfazl Mousavi

آپولوژی ۱

آتنیان! نمی دانم سخنان مدعیان در شما چه اثر بخشید. من خود چنان شیفته گفتار دلنشین آنان شدم که بسی نماند فراموش کنم که سخن درباره من است ولی ناچارم فاش بگویم که هیچ یک از آن سخنان راست نبود. از دروغهائی که گفتند یکی مرا بیش از همه به حیرت آورد آنجا که گفتند:

به هوش باشید تا سقراط که سخنوری توانا است شما را نفریبد.

پس از این حاشیه ها به صورت بولد نوشته خواهد شد:

وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ ﴿٢٦﴾

و کافران (به مردم) گفتند: به این قرآن گوش فرا ندهید و سخنان لغو و باطل در آن القاء کنید تا مگر بر او غالب شوید.

سوره فصلت

پیامبر اسلام محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم میان رکن حجر الأسود و رکن یمانی می ایستاد (که هم مقابل کعبه باشد و هم در جهت بیت المقدس!) و مشغول نماز و تلاوت قرآن می شد. دو نفر از مشرکان قبیلة «بنی سهم» در دو طرف آن حضرت می ایستادند، یکی سوت و صیحه می کشید و دیگری کف می زد.

المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمدحسین طباطبایی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، پنجم، 1417ق، ج 9، ص 85؛ الدرّ المنثور فی تفسیر المأثور، جلال الدین سیوطی، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1404ق، ج 3، ص 183.

شبی ابوسفیان، ابوجهل و اخنس بن شریق، بدون اطلاع یکدیگر و به صورت پنهانی از خانه های خود بیرون آمده و برای گوش دادن به تلاوت قرآن محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم که شبها در حال نماز با آهنگ دلنشین می خواند، به سوی خانة آن حضرت روانه شدند و هر کدام در گوشه ای پنهان گشتند، و بدون اینکه از وضع یکدیگر باخبر باشند، به تلاوت قرآن حضرت گوش می دادند. هنگام صبح که می خواستند برگردند، همدیگر را دیدند و سرزنش کردند و گفتند: اگر دیگران از این کار ما آگاه گردند، سبب گرایش آنان به قرآن خواهد شد! سپس با همدیگر عهد بستند که دیگر این کار را نکنند.

شب دوم هر کدام به گمان اینکه رفیقانش نخواهند آمد، به سوی خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفتند و هنگام صبح مثل شب قبل همدیگر را دیدند و به سرزنش یکدیگر پرداختند و مجدداً عهد و پیمان بستند که این، آخرین بار باشد؛ ولی اتقافاً شب سوم نیز همین کار تکرار شد. این بار پیمانی محکم بستند که هرگز چنین کاری نکنند.

فردای آن شب، اخنس بن شریق عصای خود را برداشت و به سراغ ابوسفیان رفت و گفت: ای اباحنظله! صریح با من بگو ببینم که عقیدة تو دربارة سخنانی که از محمد شنیدی، چیست؟

ابوسفیان گفت: ای ابا ثعلبه! به خدا سوگند! من چیزهایی شنیدم که آنها را درک می کنم و مضمون و مقصود آنها را می فهمم؛ ولی مطالبی هم شنیدم که معنی و مقصود آنها را نفهمیدم!

اخنس گفت: به خدا سوگند! من نیز چنین احساسی دارم. سپس به خانة ابوجهل رفت و همین سؤال را از او کرد.

ابوجهل گفت: حقیقت این است که ما (قبیلة بنی مخزوم) با فرزندان عبد مناف در به دست آوردن ریاست با هم رقابت داریم. آنها مردم را اطعام کردند، ما نیز برای اینکه عقب نمانیم، اطعام کردیم. آنها مرکب بخشیدند، ما نیز مرکب بخشیدیم. آنها بخششهای دیگر داشتند، ما نیز داشتیم و به این ترتیب دوش به دوش یکدیگر پیش می رفتیم. اکنون آنها می گویند: ما پیامبر داریم که بر او وحی آسمانی نازل می شود؛ امّا ما چگونه می توانیم در این مورد با آنان رقابت کنیم؟ به خدا سوگند! هرگز به او ایمان نخواهیم آورد و او را تصدیق نخواهیم کرد: «وَ اللَّهِ  لَا نُؤْمِنُ  بِهِ  أَبَداً وَ لَا نُصَدِّقُهُ».

در اینجا «اخنس» بدون اینکه حرفی بزند، برخاست و رفت.

از حرفهای ابوجهل معلوم می شود که او حقانیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را قبول داشت؛ ولی تعصّب جاهلی مانع از اظهار ایمان و قبول ظاهری او می شد. وی در جایی دیگر، حقّانیّت آن حضرت را به زبان  آورده است. در روایت «سدی» آمده است: روزی اخنس بن شریق با ابوجهل روبه رو شد، در حالی که فرد دیگری در آنجا نبود، پس به او گفت: راستش را بگو، محمد صادق است یا کاذب؟ در اینجا کسی غیر از من و تو نیست که سخنان ما را بشنود.

ابوجهل گفت: وای بر تو! و الله او راست می گوید و هرگز دروغ نگفته است؛  ولی اگر بنا باشد خاندان قُصَیّ تمام مناصب بزرگ: پرچم داری جنگ، پرده داری کعبه، آب دادن به حجاج، دار الندوه و مقام نبوت را به چنگ آورده باشند،  برای بقیة قریش چه چیزی باقی می ماند؟!

السیرة النبویة، ابن هشام حمیری معافری، دار المعرفة، بیروت، بی‌تا، ج 1، صص 315 - 316. مجمع البیان، طبرسی، ج 4، ص 455.

با این سخن بی شرمی را از حد گذراندند زیرا می دانستند همین که من سخن آغاز کنم نادرستی آن ادعا آشکار خواهد شد و بر همه شما عیان خواهد گردید که من در سخنوری هیچ توانائی ندارم مگر آن که سخنور در نظر ایشان کسی باشد که جزء راست نگوید. اگر مرادشان این باشد تصدیق می کنم که سخنوری توانا هستم ولی نه مانند ایشان زیرا ایشان هیچ سخن راست نگفتند در حالی که از من جزء راستی نخواهید شنید.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ ﴿۱۱۹﴾ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید از خدا پروا کنید و با راستان باشید (۱۱۹)

سوره توبة

ولی آتنیان به خدا سوگند آنچه از من خواهید شنید خطابه ای دلنشین مانند گفتار ایشان نخواهد بود که از الفاظ برگزیده و عبارات زیبا ترکیب یافته باشد بلکه با شما به سادگی تمام سخن خواهم گفت زیرا معتقدم که آنچه خواهم گفت موافق حقیقت است و شما نیز جزء‌این نمی خواهید.

فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا نَرَاکَ إِلَّا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاکَ اتَّبَعَکَ إِلَّا الَّذِینَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِیَ الرَّأْیِ وَمَا نَرَى لَکُمْ عَلَیْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کَاذِبِینَ ﴿۲۷﴾ پس سران قومش که کافر بودند گفتند ما تو را جز بشرى مثل خود نمى ‏بینیم و جز [جماعتى از] فرومایگان ما آن هم نسنجیده نمى ‏بینیم کسى تو را پیروى کرده باشد و شما را بر ما امتیازى نیست بلکه شما را دروغگو مى‏ دانیم (۲۷)

سوره هود علیه السلام

وَإِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۹۲﴾ و راستى که این [قرآن] وحى پروردگار جهانیان است (۱۹۲) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ ﴿۱۹۳﴾ روح الامین آن را بر دلت نازل کرد (۱۹۳) عَلَى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ ﴿۱۹۴﴾ تا از [جمله] هشداردهندگان باشى (۱۹۴) بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ ﴿۱۹۵﴾ به زبان عربى روشن (۱۹۵) وَإِنَّهُ لَفِی زُبُرِ الْأَوَّلِینَ ﴿۱۹۶﴾ و [وصف] آن در کتابهاى پیشینیان آمده است (۱۹۶)

سوره شعراء

وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ ﴿۱۰۳﴾ و نیک مى‏ دانیم که آنان مى‏ گویند جز این نیست که بشرى به او مى ‏آموزد [نه چنین نیست زیرا] زبان کسى که [این] نسبت را به او مى‏ دهند غیر عربى است و این [قرآن] به زبان عربى روشن است (۱۰۳)

سوره نحل

قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الَّذِی یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَکَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۱۵۸﴾ بگو اى مردم من پیامبر خدا به سوى همه شما هستم همان [خدایى] که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست هیچ معبودى جز او نیست که زنده مى ‏کند و مى‏ میراند پس به خدا و فرستاده او که پیامبر درس‏نخوانده‏ اى است که به خدا و کلمات او ایمان دارد بگروید و او را پیروى کنید امید که هدایت ‏شوید (۱۵۸)

سوره اعراف

الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۱۵۷﴾ همانان که از این فرستاده پیامبر درس نخوانده که [نام] او را نزد خود در تورات و انجیل نوشته مى‏ یابند پیروى مى کنند [همان پیامبرى که] آنان را به کار پسندیده فرمان مى‏ دهد و از کار ناپسند باز مى دارد و براى آنان چیزهاى پاکیزه را حلال و چیزهاى ناپاک را بر ایشان حرام مى‏ گرداند و از [دوش] آنان قید و بندهایى را که بر ایشان بوده است برمى دارد پس کسانى که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاریش کردند و نورى را که با او نازل شده است پیروى کردند آنان همان رستگارانند (۱۵۷)

سوره اعراف

گذشته از این شایسته من نیست که با این سالخوردگی چون جوانی نورسیده در برابر شما خطابه ای پر آب و تاب بخوانم. پس آتنیان اگر در دفاع خود همان گونه سخن بگویم که همواره در میدان شهر و کنار میزهای صرافان گفته ام و بسیاری از شما شنیده اید عجب مدارید و هیاهو مکنید. زیرا من با این که هفتاد سال از عمرم گذشته نخستین بار است که به دادگاه آمده ام و از این رو به زبان اینجا آشنا نیستم. هم چنان که اگر بیگانه بودم و به زبان شهر خود سخن می گفتم بر من خرده نمی گرفتید اکنون نیز بر شیوه بیانم خرده مگیرید بلکه تنها بدان توجه کنید که آنچه می گویم راست است یا نه. 

لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿۲۵۶﴾ در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست (۲۵۶)

سوره بقرة

وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا ﴿۱۰۵﴾ و آن [قرآن] را به حق فرود آوردیم و به حق فرود آمد و تو را جز بشارت‏ دهنده و بیم‏رسان نفرستادیم (۱۰۵)

سوره اسراء

وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا ﴿۵۶﴾ و تو را جز بشارتگر و بیم‏ دهنده نفرستادیم (۵۶)

سوره فرقان

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا ﴿۴۵﴾ اى پیامبر ما تو را [به سم ت] گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم (۴۵)

سوره احزاب

وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ وَیُجَادِلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آیَاتِی وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا ﴿۵۶﴾ و پیامبران [خود] را جز بشارت‏ دهنده و بیم‏رسان گسیل نمى داریم و کسانى که کافر شده‏ اند به باطل مجادله مى کنند تا به وسیله آن حق را پایمال گردانند و نشانه‏ هاى من و آنچه را [بدان] بیم داده شده‏ اند به ریشخند گرفتند (۵۶)

سوره کهف

إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا ﴿۸﴾ [اى پیامبر] ما تو را [به سمت] گواه و بشارتگر و هشداردهنده‏ اى فرستادیم (۸)

سوره فتح

کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلَّا الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ﴿۲۱۳﴾ مردم امتى یگانه بودند پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیم‏ دهنده برانگیخت و با آنان کتاب [خود] را بحق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى کند و جز کسانى که [کتاب] به آنان داده شد پس از آنکه دلایل روشن براى آنان آمد به خاطر ستم [و حسدى] که میانشان بود [هیچ کس] در آن اختلاف نکرد پس خداوند آنان را که ایمان آورده بودند به توفیق خویش به حقیقت آنچه که در آن اختلاف داشتند هدایت کرد و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى ‏کند (۲۱۳)

سوره بقرة

رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا ﴿۱۶۵﴾ پیامبرانى که بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پیامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حکیم است (۱۶۵)

سوره نساء

وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿۴۸﴾ و ما پیامبران [خود] را جز بشارتگر و هشداردهنده نمى‏ فرستیم پس کسانى که ایمان آورند و نیکوکارى کنند بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد (۴۸)

سوره انعام

فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا إِنْ عَلَیْکَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسَانَ کَفُورٌ ﴿۴۸﴾ پس اگر روى برتابند ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‏ ایم بر عهده تو جز رسانیدن [پیام] نیست و ما چون رحمتى از جانب خود به انسان بچشانیم بدان شاد و سرمست گردد و چون به [سزاى] دستاورد پیشین آنها به آنان بدى رسد انسان ناسپاسى مى ‏کند (۴۸)

سوره شوری

مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَکْتُمُونَ ﴿۹۹﴾ بر پیامبر [خدا وظیفه‏ اى] جز ابلاغ [رسالت] نیست و خداوند آنچه را آشکار و آنچه را پوشیده مى دارید مى‏ داند (۹۹)

سوره مائدة

قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَیْکُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ ﴿۵۴﴾ بگو خدا و پیامبر را اطاعت کنید پس اگر پشت نمودید [بدانید که] بر عهده اوست آنچه تکلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستید و اگر اطاعتش کنید راه خواهید یافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشکار [ماموریتى] نیست (۵۴)

سوره نور

وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ ﴿۱۷﴾ و بر ما [وظیفه‏ اى] جز رسانیدن آشکار [پیام] نیست (۱۷)

سوره یس

وَقَالَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَیْءٍ نَحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَیْءٍ کَذَلِکَ فَعَلَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ ﴿۳۵﴾ و کسانى که شرک ورزیدند گفتند اگر خدا مى‏ خواست نه ما و نه پدرانمان هیچ چیزى را غیر از او نمى ‏پرستیدیم و بدون [حکم] او چیزى را حرام نمى ‏شمردیم پیش از آنان [نیز] چنین رفتار کردند و[لى] آیا جز ابلاغ آشکار بر پیامبران [وظیفه‏ اى] است (۳۵)

سوره نحل

وَإِنْ تُکَذِّبُوا فَقَدْ کَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ ﴿۱۸﴾ و اگر تکذیب کنید قطعا امتهاى پیش از شما [هم] تکذیب کردند و بر پیامبر [خدا] جز ابلاغ آشکار [وظیفه‏ اى] نیست (۱۸)

سوره عنکبوت

فَإِنْ حَاجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَالْأُمِّیِّینَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْکَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ ﴿۲۰﴾ پس اگر با تو به محاجه برخاستند بگو من خود را تسلیم خدا نموده‏ ام و هر که مرا پیروى کرده [نیز خود را تسلیم خدا نموده است] و به کسانى که اهل کتابند و به مشرکان بگو آیا اسلام آورده‏ اید پس اگر اسلام آوردند قطعا هدایت‏ یافته‏ اند و اگر روى برتافتند فقط رساندن پیام بر عهده توست و خداوند به [امور] بندگان بیناست (۲۰)

سوره آل عمران

وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ یَسْتَغِیثُوا یُغَاثُوا بِمَاءٍ کَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا ﴿۲۹﴾ و بگو حق از پروردگارتان [رسیده] است پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند که ما براى ستمگران آتشى آماده کرده‏ ایم که سراپرده ‏هایش آنان را در بر مى‏ گیرد و اگر فریادرسى جویند به آبى چون مس گداخته که چهره ‏ها را بریان مى ‏کند یارى مى ‏شوند وه چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است (۲۹)

سوره کهف

زیرا وظیفه قاضی تمیز دادن حق از باطل است و وظیفه سخنگو راستگوئی.

آتنیان! نخست باید در برابر تهمتهائی که مدعیان دیرین بر من نهاده اند از خود دفاع کنم و آن گاه به گفته های مدعیان تازه بپردازم زیرا گروه نخستین دیرگاهی است که از من به شما شکایت کرده اند و با این که هرگز سخنی راست نگفته اند از آنان بیش از آنیتوس و هواخواهانش بیم دارم هر چند اینان نیز خطرناک هستند. مدعیان دیرین در زمانی از من شکایت آغاز کرده اند که شما هنوز کودک بودید و گفته اند صوفیستی هست سقراط نام که می کوشد به اسرار آسمان و زیرزمین پی ببرد و می تواند بد را نیک جلوه دهد. خطر آنان برای من بیش از خطر مدعیان کنونی است زیرا هر که سخنشان را شنیده زود معتقد شده است که کسی که در پی دست یافتن به آن گونه رازها است بی گمان منکر خدایان است. آن مدعیان بسیار هستند و آن سخنان را هنگامی به شما گفته اند که یا کودک بودید یا در آغاز جوانی. از این رو گفته های ایشان را زود باور می کردید و من حضور نداشتم تا از خود دفاع کنم. بدتر این که آنان را نمی شناسم و نمی توانم بگویم چه اشخاصی هستند مگر آن که بر حسب اتفاق شاعری کمدینویس در میانشان باشد.

در برابر آن گروه که بعضی از روی کینه و دشمنی مرا بدنام ساخته اند و برخی دیگر دروغهای بدگویان را باور کرده و آن گاه به بدگوئی از من پرداخته اند نمی دانم چگونه از خود دفاع کنم زیرا نه می توانم یکی از آنان را به دادگاه بیاورم و نه گفت و شنودی با آنان بکنم بلکه ناچارم با انبوهی از اشباح و سایه ها در بیفتم و پرسشهائی کنم بی آن که پاسخی بشنوم.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ ﴿۱۲﴾ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پاره‏ اى از گمانها گناه است و جاسوسى مکنید و بعضى از شما غیبت بعضى نکند آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‏ اش را بخورد از آن کراهت دارید [پس] از خدا بترسید که خدا توبه‏ پذیر مهربان است (۱۲)

سوره حجرات

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ ﴿۶﴾ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید اگر فاسقى برایتان خبرى آورد نیک وارسى کنید مبادا به نادانى گروهى را آسیب برسانید و [بعد] از آنچه کرده‏ اید پشیمان شوید (۶)

سوره حجرات

پس قبول کنید که دو نوع مدعی دارم. یکی آنان که سالها پیش در بدنام ساختن من کوشیده اند و دیگر اینان که امروز بر من اقامه دعوی کرده اند. از این رو نخست باید به تهمتهای مدعیان پیشین پاسخ دهم زیرا شما ادعای ایشان را پیش از شکایت مدعیان کنونی شنیده و با توجهی بیشتر به آن گوش داده اید.

تاریخ ارسال: جمعه 23 شهریور 1397 ساعت 16:40 | نویسنده: سید ابوالفضل موسوی | چاپ مطلب
نظرات (1)
جمعه 23 شهریور 1397 22:07
رضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کتاب صوتی ابَر انسان منتشر شد.

دانلود رایگان از همین وبلاگ.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد